دلم مي خواست اولين پيامم را با يکدعا شروع بکنم که يکي از قشنگترين
دعاهائي است که در من احساس
سبکي و آرامش ايجاد کرد:
«از خدا خواستم به من صبر عطا کند
فرمود : صبر حاصل سختي و رنج
است.
، عطا کردني نيست ، آموختني است .
از او خواستم عادتهاي زشت را ترکم دهد.
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها کني.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند .
فرمود : رنج از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديکترت مي کند .
گفتم : مرا خوشبخت کن .
فرمود : « نعمت » از من ، خوشبخت شدن از تو .
از خدا خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم .
فرمود : براي اين کار من به تو «زندگي» داده ام.
از خدا خواستم کمکم کند همانقدر که او مرا دوست دارد ، من هم ديگران را دوست بدارم .
خدا فرمود: آها ، بالاخره اصل مطلب دستگيرد شد!»
«نقاشي از ايمان مالکي» و نوشته بر گرفته از کتاب « یک دعای زیبا» ترچمۀ زهره زاهدی




0 نظرات:
ارسال يک نظر